The Revenant در حال فراموشی است و این شرم آور است.

من دیروز بار دوم The Revenant را تماشا کردم و این باعث ناراحتی من می شود که تعداد بیشتری از مردم در مورد آن صحبت نمی کنند. وقتی برای اولین بار از این کار بیرون آمد ، اکثر اوقات به خاطر شرایط بدنام کار و واقعیتی که دی کاپریو فینالی برنده یک اسکار بود ، بسیار زیاد بود ، اما به نظر می رسد در بحث ها و خاطرات اکثر تماشاگران از بین رفته است. این مایه تاسف است ، زیرا Revenant یکی از بی نظیرترین و جذاب ترین هایی است که در دهه 2010 اکران شد.

اول اینکه ، هیچ انکاری که در یک سطح کاملاً فنی وجود دارد ، اثری که روی صفحه نمایش است تقریباً بی همتا نیست. فیلمبرداری باور نکردنی بیابان را با درخشش زیبایی قاب می کند که باعث می شود به آن دسترسی پیدا کنید و آنرا لمس کنید ، و این همراه با یکپارچه سازی طولانی ، با هم کار می کند تا شما را در این دنیا غوطه وری کند. همچنین به عنوان یک آمیخته خوب برای خشونت و اقدام وحشیانه و وحشتناک به نمایش گذاشته می شود. صحبت از کدام عمل است.

شما می توانید تعداد صحنه های “اکشن” را از یک سو بشمارید ، اما هنگامی که آنها ظاهر می شوند ، برخی از مرگبارترین مرگ ، تنش پر شده ، بزرگترین دورهای گذشته است. از حمله ذهنی که فیلم را باز می کند ، تا صحنه تحمل خرس ، گرفته تا شیشه در حال اجرا از Arikara ، تا اوج گرفتن اوضاع ، وحشیانه ، نبرد نهایی بین شیشه و فیتزجرالد ، هر یک از شما ناخن های خود را گاز می گیرید ، فریاد می زنید. و با نفس طعنه منتظر می مانم ببینم چه کسی با زندگی خود ترک خواهد کرد هرکدام به نوعی یک دستاورد سینمایی است ، در حالی که همه توجه شما را جلب می کند و هرگز اجازه نمی دهید.

پیشبرد فیلم جلو ، البته اجراها است. در مورد کارهایی که دی کاپریو در این فیلم انجام داده است ، گفته شده است: همه این که بالاخره طلا اسکار را بدست آورد ، و گرچه فکر نمی کنم این بهترین عملکرد او باشد ، اما هنوز هم یکی از اینها چنگ آور و قانع کننده است. او مجبور می شود با هرچه بیشتر کلمات عمل کند ، به مخاطب اجازه می دهد تا عبارات او را بخواند و ما را به ذهنش برساند. تام هاردی در زندگی واقعی مانند توانایی است ، بنابراین باورنکردنی است که وی فیتزجرالد را به عنوان واقعاً نفرت آور به تصویر بکشد. تمام وقت شما فقط نمی توانید صبر کنید تا او را به دست آورد. و بقیه بازیگران حامی نیز نمایش های ارزشمندی را ارائه دادند که مطابق با این دو رهبری است. به ویژه ، من فکر می کنم فارست گودلک به عنوان پسر گلس ، هاوک ، برای مدت زمان صفحه نمایش و گفت و گوهای کمی که دارد ، تأثیر بسیار خوبی می گذارد و واقعاً چمدان های عاطفی خود را از طریق نگاهش به تنهایی منتقل می کند.

مطلب پیشنهادی  انجمن سینمای ایالات متحده ، ScreenSkills آموزش ایمنی را برای کارگران سینما راه اندازی می کند

سرانجام ، پیوند فیلم با هم یک موسیقی متن فیلم کم تحرک ، اما هنوز هم عالی Ryuichi Sakamoto و Alva Noto (با موسیقی اضافی توسط Bryce Dessner) است. چشمک زن یا خاطره انگیز نیست ، اما استفاده از آن در لحظه های منتخب ، حال و هوای صحنه را کاملاً برآورده می کند ، خواه آن را ترسناک تر جلوه دهد ، زیبایی با شکوه ، یا ترکیبی جذاب از هر دو.

مسلماً ، انتقاداتی به این فیلم وجود دارد كه من با آن موافقم ، به طور عمده اینكه با توالی رویایی خود خسته می شود و خیلی طولانی است. سکانس های رویایی باید بیشتر به طرح گره خورده باشند ، زیرا همانطور که الان درست هستند ، آنها فقط برای شکسته شدن صحنه ها و هیچ چیز دیگری خدمت می کنند. همچنین ، اگر مجبور شدم یک عکس شلیک دیگر از درختان زیبا با آسمان در پس زمینه را ببینم ، میخواستم دیوانه شوم. من فکر می کنم شما می توانید حداقل 10 دقیقه از فیلم را قطع کنید ، و این امر به دنبال بهتر شدن بود.

درنهایت ، در حالی که من می فهمم چرا بعضی ها می گویند این کار بیش از حد است ، و دقیقاً یک فیلم فوق العاده قابل مشاهده نیست ، The Revenant یک دستاورد باورنکردنی از کارگردانی ، فیلمبرداری و بازیگری است. به نظر می رسد امروز از بحث های امروزی محو می شود و این یک شرم لعنتی است ، زیرا اگر فیلمی وجود داشته باشد که سزاوار آن نقطه عطفی در تاریخ سینما باشد ، The Revenant است.

& # x200B؛

P.S. باشگاه فیلم رادیو تایمز ساعت 9 شب از تماشای Revenant در بی بی سی دو ، پخش خواهد شد و صدای جیر جیر را به همراه آن پخش می کنید. اگر تا به حال The Revenant را ندیده اید یا نمی دانید که چطور یک ساعت مجدداً نگه می دارد ، توصیه می کنم حتماً برچسب بزنید.

پاسخی بگذارید