(Spoilers) The Place Beyond the Pines یک فیلم شگفت انگیز و زیبا است

“بگذارید چیزی به شما بگویم لوک ، اگر مثل صاعقه سوار شوید ، مثل رعد و برق سقوط خواهید کرد.”

& # x200B

& # x200B

& # x200B

من می خواهم شروع کنم و بگویم که من در گذشته فیلم های زیادی دیده ام ، اما تعداد کمی از فیلم ها بودند که به من احساس احساسی شبیه به این فیلم را بدهند. این تریلر احساس می کرد این نوعی فیلم دزدی دزدی است ، اما فیلم چیز دیگری را تعریف می کند. چیزی بسیار متفاوت. شاید فقط من باشم شاید این فیلمبرداری واقعاً زیبایی در این فیلم باشد ، شاید آن موسیقی متن شگفت انگیز باشد ، یا چندین کمان شخصیت. شاید همه آنها باشد.

بزرگ شدن بدون پدر سخت بود. من واقعاً با شخصیت های این فیلم ارتباط داشتم ، به خصوص جیسون. من می دانم از دست دادن پدر چگونه است. پدر من هنگامی که من جوان بودم درگذشت و من می دانم که احساس پوچی کاملاً آشنا وقتی فهمیدید این چیزی در زندگی شماست که هرگز تجربه نخواهید کرد. پدر من همیشه مقدس نبود ، حداقل این چیزی است که مادرم گفت. اما داستانهایی از عموها ، خاله ها و پسر عموهایم شنیده ام که خلاف آن را برایم تعریف می کردند. و اکنون که به همه چیز نگاه می کنیم ، باور اینکه یک نفر در زندگی شما بسیار نزدیک به شما وجود داشته باشد دشوار است اما شما هرگز ملاقات نخواهید کرد. و من حدس می زنم همین مسئله باعث شده فیلم برای من خیلی خوب باشد.

فیلم به زبانی با من صحبت کرد که افرادی مانند من آن را درک کنند. همه چیزهایی را که نمی توانستم درباره خودم بگویم به من گفت.

تعداد کمی از فیلم ها با من به روشی که این فیلم صحبت کرد صحبت کردند. از بالای سر من ، معدود فیلم هایی که از نظر احساسی به من ارتباط داشتند ، Blade Runner ، Donnie Darko ، Drive ، Interstellar و تا حدی Fight Club هستند. شاید من فقط چیزی برای رایان گاسلینگ داشته باشم آهاا. آن شخص می تواند عمل کند ، مطمئناً

می بینم که چرا فیلم برای همه مناسب نیست. خیلی طولانی است ، می تواند کمی گیج کننده باشد ، و انتقاداتی هم درباره اقدام سوم وجود داشت. اما برای من ، من پیدا کردم که تمام کمان ها به زیبایی نوشته شده اند و داستان های لوک و اوری را بسته می کنم. وقتی دیدم جیسون عینک پدرش را پوشید و سپس به همان جاده ای رفت که پدرش قبلاً رفت ، گریه کردم. این عکس واقعاً زیبا بود. اوه مرد ، چقدر آرزو دارم در جایی مثل آن بزرگ شوم.

مطلب پیشنهادی  آغاز (2010) - سوال تئوری حلقه

همچنین برای من جالب بود که چگونه همه شخصیت ها از نظر اخلاقی خاکستری هستند. هیچ کس مقدس نبود. تقریباً همه کثیف کردند. لوک پرخاشگر بود اما واقعاً فردی دوست داشتنی بود. اوری از ماشه خوشحال بود (نه به این که ابتدا تیراندازی کند و سپس در مورد آن دروغ بگوید) اما نیت خوبی داشت. و من فکر می کنم که آن مرد مکانیک به عمد لاستیک های لوک را راه انداخت تا بتواند گرفتار شود اما نمی دانست که در نهایت منجر به مرگ وی خواهد شد ، به همین دلیل او از صحبت در این مورد بسیار ناراحت بود. اما با وجود همه اینها ، نحوه نوشتن آنها احساس … انسانی بودن را در آنها ایجاد می کرد. آنها نیت خوبی داشتند اما ناقص بودند. درست مثل همه در این دنیا. احساس خوبی داشت به نوع خودشان زیبا بود.

و موسیقی متن. حتی شروع به این کار نکن جهنم هنگام نوشتن این مطلب به آن گوش می دهم. انسان را لرزاند. لرز

به هر حال ، برای جمع بندی همه اینها. این فیلم شگفت انگیز است. اگر بخواهم آن را ارزیابی کنم ، به آن 10 می دهم. قطعاً می خواهم در لیست برتر من باشد. و احساس می کنم مدام به این موضوع بازمی گردم. رانندگی با دوچرخه متقاطع 250 سی سی بدون کلاه ایمنی از طریق جاده شهرستان در پایان یک بعد از ظهر گرم تابستان ، باد گرم و آرام بر روی صورت شما ، نور نارنجی تصعید کننده طبیعت اطراف شما است. من فقط برای تجربه چنین چیزی می کشم. بچه ها چی فکر کردین؟

پاسخی بگذارید