1917 و Deus ex Machina

چیزی که در مورد بازنگری در سال 1917 فکر می کردم:

مرد ، سام ماندس با گروه Deus ex Machina کاری درخشان انجام می دهد که فکر نمی کنم قبلاً آن را دیده باشم. روشی که مندس از تروپ استفاده می کند به عنوان یک کاتالیزور برای خود رویدادها نیست ، بلکه به عنوان یک کاتالیزور برای جلوگیری از تسلیم شدن شوفیلد و فشار به جلو است ، بنابراین طرح را ادامه می دهد.

از بالای سر من ، حداقل سه صحنه وجود دارد که طرح را با استفاده از DeM به جلو می کشد. یکی بعد از کشته شدن بلیک و شوفیلد در سوگ نشسته است. مشخص نیست ، اما می توان به طور منطقی تصور کرد که او در آن لحظه در فکر تسلیم بود. سپس سربازان دیگر از هیچ جا DEM می شوند و شوفیلد به فشار خود ادامه می دهد.

یک مثال حتی بهتر پس از سقوط شوفیلد به رودخانه و نزدیک به غرق شدن آن است. به نظر می رسد او آماده است تا خستگی را تحمل کند … تا زمانی که گلبرگ های شکوفه گیلاس شروع به ریزش می کنند. یادآوری دوستش ، و او ادامه می دهد.

سومین مثال وقتی است که شوفیلد احتمالاً تعجب می کند که آیا او وقتی صدای آواز را می شنود و بر سر شرکت D افتاده است ، فوت کرده است یا نه. وقتی موسیقی تمام شد ، او مقابل درخت سقوط کرد و سربازان دیگر به او گفتند که آنها شرکت D هستند ، او این کار را کرده است.

مطلب پیشنهادی  ده تریلر مورد علاقه شما در تمام دوران چیست؟

هر یک از این وقایع به عنوان DeM برای پیش بردن طرح به جلو عمل می کنند ، اما هر یک به گونه ای این کار را می کنند که داستان را به خودی خود ادامه ندهند ، بلکه قهرمان داستان ما را به ادامه سفر خود سوق می دهند و در نتیجه ما را در کنار او ادامه می دهند.

صحنه های دیگری را از دست داده ام؟

ویرایش: شاید روش بهتری برای گفتن این باشد که زمان هر رویداد DeM است؟ من می دانم که لزوما بهترین اصطلاح برای آن نیست ، اما بهترین است که فکر می کنم.

حرف اصلی من این است که زمان هر مورد DeM است ، نه لزوماً خود وقایع. هر یک از موارد ذکر شده در هر زمان ممکن بود اتفاق بیفتد ، اما همه آنها هنگامی که شخصیت به آنها بیشتر احتیاج دارد درست برخورد می کنند ، بنابراین مسئله سومین مسئله ادامه یا عدم ادامه آن را برطرف می کنند.

پاسخی بگذارید