10 فیلم برتر مورد علاقه شما کدامند و چرا آنها را دوست دارید؟

من اول میرم بدیهی است که لیست من همیشه بر اساس احساسی که در حال حاضر دارم تغییر می کند اما 3 نفر برتر معمولاً ثابت می مانند.

1. روکو و برادرانش (1960) – مورد علاقه مطلق من از کارگردان مطلق مورد علاقه من. احتمالاً انتخاب من برای بهترین ساخته شده است. احساس می کنم که این اساساً در مورد ویسکونتی بهترین حالت از هر دو جهان است. این همه قدردانی از زیبایی و بیش از حد کارهای بعدی او در این بسته خوب نئو رئالیست است (مخصوصاً چون او مورد علاقه من از فیلمسازان نئو رئالیسم بود). این فقط یک زیبا با بهترین شخصیت هایی است که من دیده ام ، آنا گیرادوت در این بسیار خوب است.
2. خداحافظی طولانی (1973) – این یک تصویر اقتباسی عالی است ، تمام روحیه مارلو را برای یک محیط جدید اقتباس کرده است و بسیار یک فیلم آلتمن و همچنین یک فیلم مارلو است. من همچنین زیبایی فیلم را دوست دارم ، آن را ناخوشایند و ریزه کاری می کند اما رنگ هنوز هم آن آب نبات را نشان می دهد. داستان نیز در مورد یک مرد خوب است که تلاش می کند در دنیای غیراخلاقی راه خود را باز کند اما در نهایت راه خود را باز می کند و از نظر من این یک داستان بسیار زیبا است.
3. Cure (1997) – هنگامی که پل شریدر در مورد فیلم استعلا در مورد فیلم Cure صحبت می کند ، برای من اوج آن است. حداقل از برسون. این فیلم است که کاملاً از بین رفته است تا داستانی را تعریف کند ، سرد و بالینی است. این خیلی دقیق با هم جمع شده است ، صحنه پردازی در هر صحنه ناعادلانه خوب است. کوروساوا یک شوت 5 دقیقه ای را از شما دور می کند که نمی توانید از آن دور شوید و من معمولاً از طولانی مدت بدم می آید. از آن فیلم هایی است که مدت ها در ذهن شما باقی می ماند.
4- روزی روزگاری در غرب (1968) – این یک فیلم راحت بزرگ برای من است. من می دانم که بسیاری از افراد خوب ، بد ، زشت را ترجیح می دهند اما برای من وست اوج لئونه است و بنابراین به طور کلی اوج سینما است. این حتی در مقایسه با حتی GBU بسیار پخته تر و عمیقاً غم انگیز است ، زیرا این مرگ فیلم غرب است ، اما هرگز آن عنصر سرگرم کننده را از دست نمی دهد که تماشای آن را بسیار آسان می کند. این معادل فیلم بودن یک روز بارانی در داخل ، زیر جلد است.
5. Blow Up (1966) – این فیلم برای من فیلم “Ball-drop” بود ، این اولین فیلمی بود که به من فهماند قدرتی که این رسانه داشت. این داستانی است که فقط از طریق فیلم می توان واقعاً بیان کرد. آن بریدگی هایی که در صحنه انفجار وجود دارد و باعث می شود دوربین هر چه بیشتر به چیزی که آنتونیونی می خواهد به آن نگاه کنید نزدیک و نزدیک شود ، محو نهایی می شود. انجام این کارها فقط در این رسانه امکان پذیر است. این فیلمی است که واقعاً باعث شد من بخواهم یک فیلمساز شوم تا بتوانم به همان شیوه با واقعیت دمار از روزگارمان در بیاورم.
6. Walkabout (1971) – این فیلمی است که برای من فوق العاده شخصی است. چیزهای زیادی در آن وجود دارد که فوق العاده غیرقابل توصیف هستند ، شما فقط باید آن را ببینید تا درک کنید و درک خود را از آن خواهید داشت که کاملا متفاوت است. نیکلاس روگ یکی از معدود نوابغ رسانه است که فقط می تواند فیلمی مانند موسیقی را هدایت کند. فیلم های او هنوز استاندارد طلایی برای ویرایش هستند. خود داستان بسیار مینیمالیستی است و از بین رفته است ، در واقع یک داستان بزرگ است که در یک بسته کوچک بیان شده است.
7. Sid and Nancy (1986) – بهترین بیوگرافی تمام دوران. این فیلم طاقت فرسا و بلند است ، اما در واقع یک داستان عاشقانه کاملاً شگفت آور است. این شات مورد علاقه من در تمام سینما است ، جایی که سید در انتها با آن بچه ها می رقصد و این کابین وارد می شود و این مانند این کشتی بیگانه است. این یک فیلم فوق العاده پانک از یکی از کارگردان های مورد علاقه من الکس کاکس است ، فیلم های او همیشه این انرژی عالی را برای آنها دارند ، نوعی که فیلم در لبه خوب نبودن قرار دارد. من عاشق همه چیزهایی هستم که او لمس کرده اما Sid و Nancy مورد علاقه مطلق من است.
8. برخورد مختصر (1944) – این فیلم برای من کاملاً فوق العاده دنج است. فیلمبرداری بسیار جالبی است ، که نمونه ای از آن برای یک فیلم دیوید لین است ، از همان ابتدا این گرما را دارد. من در انگلیس بزرگ شدم و آن ایستگاه بسیار آشنا و جذاب به نظر می رسد. این همان احساسی را دارد که آمارکورد برای من احساس می کند. اما خود فیلم در واقع بسیار تلخ و غم انگیز است ، احتمالاً از همه داستان های عاشقانه تحقق نیافته بهترین است. سلیا جانسون همچنین به نظر من 5 عملکرد برتر در همه زمان ها را ارائه می دهد.
9. The Chaser (2008) – بهترین اولین کارگردانی در تمام ادوار. دستها پایین. این فیلم به نرم ترین شکل تدوین شده است ، مثل موسیقی است. بهترین فیلم موش و گربه ای که تاکنون دیده ام ، هر لحظه این کشش سیم بالا را در خود دارد. صحنه های تعقیب و گریز ، که ویژه کارگردان Na است ، بهترین صحنه هایی است که من در یک فیلم دیده ام. اگر The Chaser را ندیده اید ، چیز دیگری درباره آن نخوانید و فقط آن را تماشا کنید. این به صورت رایگان در Youtube است.
10. كویدان (1964) – كوبایاشی نبوغ دیگر سینما است. او چنین کنترل و درک خوبی از دوربین دارد. این فیلم شاهکار او است ، Harakiri و Human Condition 2 فیلم های عالی و عالی هستند اما کویدان شاهکار او است. رنگ های این فیلم باورنکردنی است ، آنها توصیف را نقض می کنند. برو پیش پرده این فیلم را جستجو کنید و آن را دریافت خواهید کرد. اما نحوه ساخت این فیلم فقط استادانه است ، هر شات همانطور که باید باشد. هر کاری که دوربین انجام می دهد بی نقص است ، هر حرکت بازیگران طبیعی و بی نقص است. مثل تماشای رفتار موتزارت بدون دیدن رفتار موتزارت است.

مطلب پیشنهادی  انولا هولمز - تریلر رسمی

پاسخی بگذارید