من امروز Pulp Fiction را دوباره تماشا کردم ، این هنوز هم بزرگترین فیلمی است که من حتی هنگام بازنگری مجدد در آن دیده ام

این فیلم بسیار شگفت انگیز است ، به معنای واقعی کلمه هر فیلمی به یادماندنی است و چیزهای زیادی برای صحبت وجود دارد ، بنابراین من با عکس ها و زاویه های دوربین شروع می کنم.
یکی از شات های معمول استفاده شده توسط کوئنتین در این کار و کار دیگر او شات زاویه کم است. او به محض معرفی وینسنت و ژول از آن استفاده می کند تا قدرت خود را نشان دهد.
بعداً در فیلم ، هنگامی که وینسنت کیف را پیدا کرد ، دوباره از عکس با زاویه کم استفاده می شود. اما این بار ، نحوه قرارگیری دوربین نیمی از کیف را نشان می دهد و نشان می دهد که هر آنچه در آن است بزرگتر و مهمتر از خود وینسنت است.
کوئنتین همچنین از یک استادیکام استفاده می کند و ما شخصیت ها را ردیابی می کنیم تا نسبت به صحنه احساس کنیم.
گفتگوی نمادین
این فیلم به معنای واقعی کلمه با گفتگوی نمادین همراه است اما برخی از خطوط مورد علاقه من در اینجا آمده است:
“فقط به این دلیل که شخصیت هستید به معنای شخصیت بودن نیست”
“غرور فقط صدمه می زند ، هرگز کمکی نمی کند”
“شما می خواهید یک مرد نابینا را بازی کنید ، با شپرد راه بروید. من ، چشمهایم کاملاً باز است ”
“این زمانی است که شما می دانید شخصی خاص را پیدا کرده اید. وقتی فقط می توانی یک دقیقه حرف هایت را ببندی و به راحتی از سکوت لذت ببری. ”
“یک قسمت وجود دارد که من آن را حفظ کردم ، به نظر می رسد برای این وضعیت مناسب است: حزقیال 25،17. “راه انسان صالح از ناحیه گناهان خودخواه و استبداد شر من از هر طرف متلاشی شده است. خوشا به حال او که به نام خیرات و حسن نیت ، ضعیفان را از طریق دره تاریکی چوپان می کند ، زیرا او واقعاً حافظ برادرش و یافتن فرزندان گمشده است. و من کسانی را که سعی در مسموم کردن و از بین بردن برادران من دارند با انتقام زیاد و عصبانیت خشمگین بر تو خواهم زد. بر تو
و سرانجام ، م mostثرترین خط در تمام دورانها: “آه مردی که به صورت ماروین شلیک کردم”
ساختار:
داستان پالپ ساختار زمانی ندارد ، و بنابراین فرض می کند که همه ما پایان آن را می دانیم. این از نظر من واقعاً م effectiveثر است زیرا با مضمون فیلم همراه است با چگونگی رسیدن شخصیت ها به آنجا ، نه اگر به آنجا برسند.
رستگاری:
حالا اشتباه نکنید ، من نمی گویم شما باید این را به بچه های خود نشان دهید و بگویید اینگونه باید زندگی خود را انجام دهید (به عنوان مثال صحنه معروف هروئین را جلال می بخشد) اما پیام مثبتی دارد. بوچ و ژول تنها کسانی هستند که زندگی را “ترک می کنند” تنها کسانی هستند که چیزی از دست نمی دهند. وینسنت تصمیم می گیرد که به راه های بی دقتی خود ادامه دهد و این منجر به مرگ او می شود. شرط بندی شرط بندی بوش را عصبانی می کند و می گوید روزهای او تمام شده است ، و این باعث می شود که بوچ اساساً پول مارچلوس را بدزدد. در حالی که بوچ و ژول زندگی را ترک می کنند و هیچ چیز را از دست نمی دهند.
TLDR ؛
imo، pulp fiction بهترین فیلمی است که تاکنون ساخته شده است و هنگام تماشای دوباره آن تقریباً احساس می کنید که باید از چیزی فراتر بروید چون صحنه کلاسیک بعد از صحنه کلاسیک است.

مطلب پیشنهادی  LOTR مارارتون! هر پیشنهادی دارید؟

پاسخی بگذارید