من از شبه افسردگی بعد از یک فیلم واقعاً واقعی ، متنفرم

> در چیزی مانند Shawshank Redemption که یکی از بزرگترین فیلمهای همه زمان هاست ، بسیار غم انگیز و ناعادلانه است ، اما پایان خوشی دارد. این بسیار واقعی است ، و بنابراین من با آن ارتباط نمی دهم زیرا ممکن است دراماتیک یک داستان / مستند واقعی باشد. از طرف دیگر ، مانند جنگ های ستارگان یا MCU ، من به دلیل واقعی بودن بودن با آنها ارتباط برقرار نمی کنم. آنها آنقدر غیرقابل تصور از واقعیت دور هستند که هرگز نمی توانست اتفاق بیفتد. آواتار خط را کاملاً قدم می زند. در آینده تنظیم شده است و بنابراین امکان پذیر است. هیچ چیز در آن لزوما جعلی نیست ، همه در قلمرو امکان است. همچنین فریبنده است زیرا این خارق العاده ای است. این دو عامل ترکیب می شوند تا شما را به واقعیت بهتری تبدیل کنند ، یکی آنجا که می توانید * بخشی از ناوی باشید. به همین دلیل بسیار خوب فروخت ، در سال 2009 درست پس از رکود اقتصادی بیرون آمد و برای فرار نهایی عالی بود.

مطلب پیشنهادی  جدید در جریان Megathread (365 روز ، یک Whisker Away ، مسابقه Eurovision: داستان داستان حماسه ، Irresistible ، جاسوسی من)

من این را پس از شکایت در مورد چقدر خالی و توخالی احساس کردم وقتی آواتار به پایان رسید شکایت کردم. این بهترین کاری است که می توانم آن را توضیح دهم. من همچنین گاهی اوقات این موضوع را با بازی های ویدیویی (به ویژه The Witcher) حس می کنم و هنوز هم باعث می شود بعد از اتمام احساس خالی شدن از دستم شود. من احساس خالی می کنم اما به شکلی خوب که واقعاً در داستان و شخصیت ها گم شده ام ، مثل واقعیت و از من دور شد.

ممکن است فقط فوق العاده خطرناک باشم ، به دلیل قرنطینه در هفته احساس چیزی نکردم.

پاسخی بگذارید