من از تن مرد اول متنفر بودم

من به عنوان یک هوادار اکتشاف فضا و تاریخچه فضا ، باید بگویم که اولین مرد را دیدم که بسیار تاریک است و خیلی روی منفی ها متمرکز شده است. من می فهمم که نیل زندگی با اوج و باورنکردنی بالا داشت و می خواست کمترینها را به نمایش بگذارد ، اما آنها اینقدر تمرکز کردند که منفی های زندگی او را به تصویر بکشند که حتی به این سمت می روند که تاریخ را تغییر دهند * یا کنار بگذارند. لحظات فوق العاده مثبت زندگی او.

به عنوان مثال ، راه اندازی آپولو 11 به صورت تصویر شده است [a gloomy overcast day](https://gfycat.com/arcticradianthornbill) با فن کوچک ، تضادی آشکار با [the beautiful blue sky](https://gfycat.com/neglectedimaginativegannet) روز پرتاب واقعی. تنها دلیل انجام این کار ، فشار آوردن به این احساس غم و افسردگی است که به نظر می رسد سازندگان این روزها به آنها اعتباری فوری می بخشد.

سپس سرانجام به ماه می رسیم و مراحل اول در واقع بهتر از هر فیلمبرداری دیگر از آن لحظه انجام می شود ، اما بعد از آن ما فقط روی این موضوع تمرکز می کنیم که او چقدر ناراحت است که فکر دختر خود را می کند. نیل در ماه است و ما به سختی اجازه داده ایم چند ثانیه از خوشبختی و تعجب را قبل از اینکه به عقب برگردیم به افسردگی درونی داخلی او بپردازیم.

دوست داشتم در این فیلم دامنه بیشتری از احساسات و لحن را ببینم. لحظات شگفت انگیزی از سطح قمری وجود دارد که جنبه هایی از شخصیت نیل را نشان می دهد که فقط سمت تاریک او نبودند. به عنوان مثال ، هنگامی که نیل شروع به راه رفتن روی سطح کرد ، آنقدر ذهنش دمیده شد که این فرد فوق العاده حرفه ای ، هدف اصلی مهم خود را کاملاً فراموش کرد: نمونه احتمالی. تمام کاری که قرار بود او انجام دهد این بود که لاغر شود و یک سنگ را برداشته و در جیب خود قرار دهد ، در صورت مجبور به سقط جنین ASAP ، اما او چنان بیدار بود که نتوانست خودش را از گرفتن عکسهایی که می دید ، دور کند. ناسا دو بار به او یادآوری کرد و سپس حتی Buzz مجبور شد بر روی میکروفون بیاید و قبل از اینکه دوباره به واقعیت برگردد ، به او یادآوری می کند. این می تواند یک نکته عالی بسیار عالی باشد ، واقعاً می توانست حس موفقیت و تعجب را که آرمسترانگ در ماه احساس می کرد ، منتقل کند.

مطلب پیشنهادی  چه موقع femme fatale به عنوان خواننده کلوپ شب تبدیل به نمایشی شد و چه زمانی اینگونه شد؟

و وقتی که من این حقیقت را شروع نمی کنید که آنها تماس Oval Office را نشان نمی دهند. این مرد به معنای واقعی کلمه * با رئیس جمهور در ماه صحبت کرده است * و به نظر می رسد آنها تصمیم گرفتند که یک لحظه خیلی مثبت باشد؟ چه کسی می خواهد بیوگرافی در مورد * فقط * قسمت های غم انگیز زندگی شخصی را بخواهد؟

تنها بخشی که احساس کردم بیشتر اوج ها و بلندی هایی را که درام به دنبال آن هستم ، ضبط کرده است صحنه داکینگ جمینی / آژانس. این به طور غیرمترقبه ای شروع می شود امیدوارم و لحظه لنگر انداختن واقعاً خوب است. اما پس از آن ، اعتصاب فاجعه رخ می دهد و فیلم در صورت لزوم کاملاً به آن لحن تیره تر منتقل می شود. از تعادل بالایی برخوردار است و کنتراست به بلندگوها کمک می کند تا احساس بالاتر کنند و کمترین احساس را دارند. بقیه فیلم فقط کم می ماند و احساس می کنم این باعث می شود کشیده شود.

گاهی اوقات احساس می کنم در این دوره از فیلم جایی هستیم که “تاریک و تند و تیز” به نظر می رسد “واقع گرایانه تر” است یا تصور می شود که “بیشتر از یک تصویر کامل” از فیلم هایی با پایان خوش و صحنه های شگفت آور فراهم می کند. اما آنها آنقدر به نارضایتی نیل توجه داشتند که هرگز به خاطر مثبت بودن آنها نتوانستیم لحظات اصلی زندگی او را ببینیم. من واقعاً فکر می کنم فیلمسازانی که می توانند در طول فیلم خود لحنهای مختلفی را به دست آورند ، نسبت به کسانی که فشار تک آهنگ دارند قوی تر هستند.

من می دانم که این یک مقایسه خسته است ، اما من واقعاً فکر می کنم که آپولو 13 این کار را بطور کامل انجام داده است و فکر می کنم این فیلم تصویر کامل زندگی فضانوردان را نسبت به چیزی مانند Man First (تصویر اول) بهتر نشان می دهد. نمی توانم زندگی خودم را دریابم که چرا آنها فقط * غم انگیزترین لحظه های نیل آرمسترانگ را به تصویر می کشند اما این کاری است که آنها انجام دادند.

پاسخی بگذارید