سرانجام شجاعت تماشای ضد مسیح را برانگیخت – Here’s My Take

وهلپ ، این مواردی بود فیلم های فون تریر برای من معمولاً یک تجربه مختلط است – من نمی دانم که آیا او یک فیلم سینمایی دارد که من 100٪ بدون رزرو آن را دوست دارم. برای من ، او تمایل دارد همیشه با نگاره ها و محتوای موضوعی خود به سمت نرده ها بچرخد و برای هر توپی که از پارک بیرون بزند ، غالباً به همان اندازه اشتباهات وجود دارد. اگرچه می دانم بسیاری از مردم نیز تمایل دارند فیلم های او را بسیار قطبی ببینند

با گفتن این حرف من ترجیح دادم از دجال لذت ببرم. من مشاهده آن را در دهه گذشته به دلیل اینکه می دانستم حاوی برخی از احشایی ترین و نگران کننده ترین تصاویر فون تریر است ، به تعویق انداخته بودم. من در واقع فیلم را فقط شامل دو صحنه می دانم که از نظر بصری سخت معده هستند. اما مرد ، آن صحنه ها یک مزخرف بود.

در حالی که فیلم مطمئناً برای تفسیر باز مانده است ، و من تحقیقات زیادی انجام نداده ام تا ببینم دیگران چه فكر می كنند پیام فیلم ، در اینجا برداشت من این است:

این فیلم ها اساساً نگاهی عمیق به ازدواج در پرتگاه نابودی کامل به دلیل از دست دادن کودک است. زن و شوهر (بدون نام) هر دو مسئول این امر به طور مساوی هستند. مسئولیت شوهر در عدم توانایی او در حضور در ازدواج است. هیچ وقت واقعاً در زندگی همسر و فرزندش سرمایه گذاری نکرده است. این امر به صراحت توسط همسر بیان می شود ، اما همچنین از طریق شوهر نشان داده می شود که پس از مرگ پسران خود ، نقش یک پزشک کلینیک سرماخوردگی را بر عهده دارد. با همسرش به عنوان یک مشتری برای درمان و نه یک شریک زندگی. علاوه بر صحنه حامل تابوت ، او هرگز یک بار ناراحتی یا ضربه خود را ابراز نمی کند. او بیش از حد مشغول وانمود است که بار کاملاً بر دوش همسرانش است. علاوه بر این ، او غم و اندوه همسرش را مانند آنچه که باید درمان شود تا اینکه ابراز شود ، درمان می کند. جدا شدن وی از خانواده اش همچنین در عدم شناخت آزار جسمی پسرش توسط همسرش تا قبل از فوت پسرش مورد بررسی قرار گرفته است.

در طرف دیگر معادله ، ما همسر داریم. مسئولیت او در انحلال ازدواج در زن ستیزی ریشه دار اوست. در برهه ای از زمان (جدول زمانی هرگز در فیلم ارائه نشده است ، اما به نظر می رسد زن ستیزی وی از قبل از مرگ پسرانش مسئله ای بوده است) او این مسئله را به ذهنش خطور کرد که زنان ذاتاً شرور هستند. این در کل فیلم به شدت مورد کاوش قرار می گیرد و نمونه آن در مقاله پایان نامه وی درباره دادگاه های جادوگران قرن شانزدهم است. وی به جای دیدن زن ستیزی و نفرت آشکار مردان نسبت به زنان ، معتقد است زنانی که در آتش سوزانده شده اند در واقع شرور بوده و مستحق سرنوشت خود بوده اند. او این عقیده را در زندگی شخصی خود به کار می برد: تلاش برای سر و صدا کردن پسرش با مجبور کردن او به پوشیدن کفش روی پاهای اشتباه ، و بعداً موفقیت آمیز از سر و روی همسرش ، در تلاش برای جلوگیری از ترک او در حالی که می بیند که او یک امر اجتناب ناپذیر را ترک می کند. به دلیل شر ذاتی او شس در طول فیلم نشان داده می شود که دائماً از شوهرش خواستار تأیید عشق می شود و سپس با فریاد “من تو را باور نمی کنم” به سرعت آنها را سرزنش می کند. سرانجام ، نفرت او نسبت به جنسیت و جنسیت او چنان شدت می یابد که وی تصور می کند در واقع پسرش قبل از سقوط تا سقوط در آستانه پنجره شاهد صعود بوده است و به راحتی نادیده گرفته است زیرا خواسته های جنسی “شرور” او در درجه اول قرار گرفته است. او این را چنان باور دارد که سرانجام کلیتوریس خود را قطع می کند. آنچه او معتقد است نمایندگی نهایی شرارت زنان و جنسیت آنها است.

مطلب پیشنهادی  "من شیوا هستم ، خدای مرگ": بر خشم سزاوار میشائیل کلینتون

بسیاری از مضامین دیگر که من هنوز نباید بسته بندی کنم ، که در سراسر فیلم بسیار شایع است ، مانند عقیده همسران برای شیطانی بودن طبیعت (یا به قول خودش محصول “شیطان”) و شوهر (که تا رسیدن به عدن ، ادعای او درباره شیطانی بودن طبیعت را “احمقانه” می نامد) دیدن نگران کننده هایی از حیواناتی که طبیعت آنها پیچ خورده است.

اینها فقط افکار من درباره آنچه که اخیراً تماشا کردم است. من عاشق شنیدن نظریه های بیشتر از شما بچه ها هستم!

پاسخی بگذارید