دنیای ژوراسیک دو

TL؛ DR – فقط یک تحلیل کوچک درباره برخی از مسائل و کمی تصور مجدد در یک فیلم دنیای ژوراسیک که در آن هیچ خدایی فرزندان افتضاحی وجود ندارد.

بنابراین من اخیراً مطالب زیادی را بازنویسی می کنم و چیزی که متوجه آن شدم این است که اگر واقعاً می خواهید کیفیت ورودی های جدید را به حق رای دادن به سنین آزمایش کنید ، فیلم اصلی را تماشا کنید ، و سپس راه اندازی مجدد کنید. شما درک بهتری از این که چه مقدار از اصل اصلی کشیده شده اند ، پیدا می کنید و می توانید برای خودتان مرطوب تر قضاوت کنید یا نه ، این یک ادای احترام مؤثر به اصل است ، یا اگر این فقط یک Memba Berice JuiceBox است که به معنای قلع و قمع کودک درونی شما است ، این صنعت فیلم است. بعد از همه ، آنها عاشق انجام کارهایی از نوع هستند.

من این کار را با فیلم Planet of the Apes انجام دادم و بسیار شگفت زده شدم که از واقعاً از قوسهای Reboots و سزار به عنوان یک شخصیت حتی بیش از هر نسخه اصلی لذت می برم.

من تصمیم گرفتم که به پارک ژوراسیک نگاه کنم ، امیدوارم که شاید این فیلمهای Jurassic World را با تابش کمتری ببینم. من نزدیک بود ، اما چیزی واقعاً در جریان بود. این واقعاً نبود که آنها مثل یک سنگسار حوصله به شما Memba Berries را به شما تف می کردند. من فکر می کنم مقدار مناسبی برای آن ادای احترام داشته باشد ، اما آن را در مکان های اشتباه پرداخت می کند. مثل اینکه کمی بیش از حد به نمرات قدیمی و تغییرات مختلف روی آنها اعتماد کنید.

بزرگترین در میان آنها کودکان است. کودک. خدایا احساس بدی دارم ، زیرا آنها فقط بچه هایی هستند که کار می کنند ، و من به طور قطع یک حرف برای گفتن آنها واقعاً بد هستم ، اما آنها برای من تقریباً غیرقابل انتخاب بودند. شاید یک یا دو لحظه وجود داشته باشد که من کل برادر نوجوان سرسخت و کلیشه حساس برادر را خریداری کردم ، اما 99 درصد از گنجاندن آنها فیلم را فرو ریخت. در کل صد درصد تقصیر آنها نیست ، نویسندگان و کارگردانان نیز مقصر عملکرد ضعیف بازیگران کودک هستند. این کار آنهاست که با بچه کار کنند و به فکرشان بیایند ، بنابراین می توانند به آنها در ارائه بهترین عملکرد کمک کنند

کل تصور اینکه این بچه ها کاملاً آزاردهنده هستند / اذیت می شوند که عمه آنها ، که آنها هرگز نمی بینند ، بیش از حد شلوغ است که تمام روز در کنار آنها بماند ، برای من باورپذیر نیست. من قبلاً او را ندیده بودم که او در این فیلم حضور داشته باشد ، بنابراین فیلم فرض می کند که من به اندازه کافی باهوش هستم که تصور می کنم او باید در مقطعی با آنها نزدیکتر شده باشد ، وگرنه چرا آنها به این دلیل زحمت می کشند. صادقانه به نظر می رسد رفتاری فوق العاده معمولی برای عمه آنها است.

اما پس از آن فیلم ادامه می دهد که شما به اندازه کافی گنگ هستید و فکر می کنید این بچه ها که به وضوح چیزهای فوق العاده آسیب زای را تجربه می کنند ، می بینند که افراد در حال پا لعنتی فقط چند پا از آنها دور می شوند و نگرانی اصلی آنها هستند. تنها چیزی که این دو بچه می توانند در مورد آن فکر کنند این است: “آن مردی که عمه من با او ساخته شده است؟” لحظاتی بعد ، همه آنها از قلب فریاد جمع شده اند در حالی که مرگ بالدار گردشگران چپ و راست را به قتل می رساند. این فاک چیست؟ در کجای دنیا مردم در بحبوحه بحران چنین حرف می زنند؟ در هیچ جا ، اما شما این نوع گفتگو را به دست می آورید زیرا انواع L.A می توانند از بین بروند و شروع به فکر کردن کنند که افراد در واقع چگونگی نوشتن اسکریپت های خود را با یکدیگر گفتگو می کنند.

وقتی فیلم های اول را تماشا می کنید ، کودکان آسیب دیده اند ، در اجراهای آنها کاملاً مشهود است ، بله ، آنها هر روز به یک شوخی می کنند ، اما وقتی وحشتناک عمل می کنند ، اعتقاد دارم که آنها واقعاً برای زندگیشان وحشت دارند. آنها همچنین بیشتر وقت صفحه نمایش خود را با دیگر شخصیت های اصلی به اشتراک می گذارند. من تضمین می کنم که منتقدین اگر پارک اصلی Jurassic با حدود 15-20 دقیقه فقط در آن بچه ها و بدون دایناسورها باز می شد ، حرفی برای گفتن داشته باشند.

من فکر می کنم من توضیح داده ام که اختلاف نظر من با این راه اندازی مجدد چیست ، بنابراین اکنون به این موضوع می پردازم که چگونه می توان این کار را بهتر انجام داد.

قدم اول ، بدون بچه ها. فیلم به آنها احتیاج ندارد. افرادی که بچه بودند وقتی اصلی را دیدند ، همه بزرگ شده اند. این یک فیلم بچه ها نیست ، بچه ها پارک ژوراسیک را دوست داشتند ، من یکی از آنها بودم ، اما این شیطنت مطلق را از 6 سالگی من ترساند. خیلی چیزهایی که خواهر و برادرهایم مجبور به انجام این کار بودند این بود که بازوهای خود را نزدیک سینه هایشان نگه داشته و صورت بیل مارشال بیل را بکشند و من خودم را در حمام قفل می کنم ، هیچ شوخی نکرد. شرط می بندم که دنیای ژوراسیک برای یک کودک ترسناک باشد همانطور که پارک جوراسیک برای من بود. بچه ها فیلمی هستند که می توانند تماشا کنند ، اما ساختن آن برای آنها اشتباه بود ، زیرا گاهی اوقات احساس می شود برای بچه ها مناسب است.

اگرچه بدون بچه ها ، ژوراسیک جهانی چگونه شروع می شود؟ انگیزه های شخصیت های پرات و هاوارد چیست؟

من می گویم ، آنها در یک مرکز که دچار یک فاجعه فاجعه بار است ، کارمندان هستند ، انگیزه های زیادی وجود دارد.

اولا که فکر می کنم فیلم باید با گرادی باز می شد در حالی که او هنوز در نیروی دریایی بود.

* Reimagining از اینجا شروع می شود *

او در حال پیمایش یک شبکه تاریک از کوچه ها در یک favela متروک در جایی است و با شریک زندگی خود صحبت می کند ، که در ابتدا نمی توانید ببینید. سرانجام آنها هدف خود را پیدا می کنند. گریدی به پایین زانو زد و به چشم شریک سگ به نظر می رسد ، پس در در ، آنها نیازی به صحبت کردن ندارند. گریدی خودش را آماده می کند ، روی درب می گذارد ، آن را ترک می کند و یک ضربه ی فلش را می کند و دوباره در را می بندد. طناب کشی روشن زمان نقض آن را نشان می دهد. او و شریک سگش برای جنگ آماده می شوند. دوربین از بیرون می ماند و هرچه می شنوید آتش اسلحه ، فریاد زدن و صدای خرخر کردن است که به سمت سگ زخمی شدن یک سگ زخمی می رود.

همچنان که صحنه کاهش می یابد و گریدی در جهت دوربین به فضا نگاه می کند ، صدای echoes of the pоди قابل شنیدن است. او برچسبهای سگ خود را بر روی مچ دست خود می گذارد ، و در صورت اضطراب تمایل دارد آنها را مالش دهد. دوربین روی این تیک اضطراب متمرکز شده است ، در حالی که اشکال تاری در پس زمینه حرکت می کند. می توانید دستورات آموزش دادن Grady را بشنوید. این مقدمه به منظور تلقیح تاریخ گریبی با حیوانات است ، که او یک متخصص است. اشکال تار می تواند به عنوان سگ به اشتباه تفسیر شود ، اما بعد از آن دوربین مجدداً از ویدیوهایی که تماشا می کند ، تجاوز به نوجوان می کند.

این منجر به نوعی صحنه زیبا می شود که گرادی آنها را مانند توله سگ های کوچک در اطرافشان هدایت می کند ، و به این دلیل که Blue به Grady گوش می دهد همه آنها انجام می دهند و شما می توانید برخی از کارهای هماهنگ و کوچک هماهنگ را انجام دهید که شما را به سمت این موجودات سوق می دهد که ما فقط در آنها بی ضرر ترین آنها را دیده ایم. و در خطرناک ترین آنها این ممکن است برخی از بینندگان را به یک احساس امنیتی کاذب سوق دهد و فکر کند هیچ چیز برای ترسیدن وجود ندارد. یکی دیگر از کارمندان پارک به همان فکر می کند و وارد می شود تا به گریدی برخی از مستندات را بدهد و فکر کند این کار بزرگی نخواهد بود. Raptors های جوان به سرعت روی او فرود می آیند و هیچ کاری نمی تواند انجام دهد ، Grady تلاش می کند تا آنها را از هم جدا کند اما به طرز مهربانی به پا می شود و اگر نمی خواهد مانند گرگ بیچاره به پایان برسد مجبور به عقب نشینی است.

برش را ببندید تا گریدی را در قسمت بیرونی قفس ببندید ، زخم های او را بگیرید ، با وحشت تماشا کنید. تا این لحظه ، او آنها را تقریباً مثل او دیده است که هر حیوانی را که تحت مراقبت او قرار گرفته است ، دیده می شود ، و این اولین بار است که می فهمد این موجودات مانند سگ هایی که او آموزش دیده نیستند. وفاداری آنها از هوش و ترس ناشی می شود ، نه یک خواسته ساده برای خشنود کردن ، که آنها را غیرقابل پیش بینی می کند. پزشکان می آیند و به گریدی کمک می کنند و او را دور می کنند ، اما او نمی تواند جلوی آنچه اتفاق می افتد را بگیرد. چهره او هرگز نگاهش به دوربین نمی رود و دیواره مانع از دوربین می شود و در عین حال به عنوان پاک کننده صحنه بعدی عمل می کند. حماقتهای بی رحمانه برانگیزنده مهاجمان به صحنه بعدی منتقل می شوند.

گریدی درست در خارج از بازی پارک ایستاده است و در حال تماشای دو کودک است که در آن بازی می کنند و در آنجا به عنوان دایناسورها می جنگید ، کسی که Raptor در آن بازی می کند برنده می شود زیرا نماد او حریف خود را به خرد می کند ، صداها فوق العاده شبیه به صداهای صحنه قبلی هستند. یکی از بچه ها اظهار داشت: “مرد اوه ، خیلی بد ، به تمام خونها نگاه کن!” و می توانید صورت گرید را ترش ببینید.

درست پس از آن شخصیت شخصیت هوارد به گراد می پیوندد و می پرسد که آیا او آماده است یا خیر. او قرار است Raptors را به سمت رئیس پارک نشان دهد و نشان دهد که این نمایشگاه در نهایت آماده و بی خطر برای عموم است. او فوق العاده عصبی است او فکر نمی کند که هیچ یک از دایناسورها باید به شکلی نمایش داده شوند ، اما او به ویژه احساس می کند که Raptors فقط انتظار نمی رود که به طور ایده آل رفتار کند. وی نسبت به فروش زمین خود اطمینان دارد ، اما شخصیت هوارد به او فشار می آورد تا آنجا که ممکن است قانع کننده باشد. من دوست دارم که در ابتدا او کاملاً از انگیزه سود برخوردار باشد ، آنچه که من واقعاً باور نمی کنم تلنگر دیوانه او به طرف Dino-Advocate توسط فیلم بعدی باشد.

“من به دایناسورها فریاد نمی زنم.” * تقریباً چندین بار توسط آنها خورده می شود. * “همه دایناسورها را نجات دهید!” فقط عجیب به نظر می رسد

من فکر می کنم قوس او باید بیشتر در جهت شبیه بودن خم شود. “وای طبیعت واقعاً آنچه را که می خواهد انجام می دهد و من واقعاً احمق بودم که فکر می کردم از بهره برداری از آن بهره مند شوم چیزی که عواقب آن را نخواهد داشت.” به نظر می رسد بیشتر مطابق با پیام رسانی فیلم های اصلی است. عجیب است با توجه به اینکه آنها کتابهای مایکل کریکتون را خاموش کرده اند.

در اصل او گریدی را وادار می کند تا پرده راکتور را واضح و روشن جلوه دهد ، هرچند که او مغرضانه بود. صاحب پارک پس از مشاهده چگونگی حضور او در نمایشگاه رپتور با اطمینان کامل ، او را از وی خواست كه محصور مخفی Indominus را بررسی كند.

مطلب پیشنهادی  آیا دگویل ارزش آن را دارد؟

بسیاری از بقیه فیلم ها اکثراً همان بچه های بی بدیل هستند. فکر می کنم لحظه ای که Indominus آنها را فریب می دهد ، یک لحظه عالی پارک ژوراسیک است. من فکر می کنم بهتر بود که آنها آن را به روشی فروختند که او فراری را “جعلی” کرد ، وقتی می توانستند به همین راحتی اشتباه گرفته شوند ، و به دلیل عدم دانش آنها به طور اتفاقی آن را به جای آن که فوق العاده باشد ، آزاد می کردند. دایناسور هوشمند که می تواند برنامه ای بسازد و درون سر موجودات واقع شود ، تقریباً تعامل صفر با آن دارد. این برای من باورپذیر نبود ، اما این یک توالی جالب بود که فکر می کنم باید کمی تغییر کرد.

Indominus بیرون می آید ، و Grady خود را با سوخت پنهان می کند. من فکر می کنم از رفتار آن باید شاخص های بصری بیشتری وجود داشته باشد که بخشی از Raptor باشد. خاتمه می یابد و بعد از آن صحنه صحنه ای که شخصیت هوارد دوباره وارد اتاق کنترل شود اتفاق می افتد. من فکر می کنم که این صحنه واقعاً خوب بوده است زیرا شما این حس را پیدا می کنید که می داند این تقصیر اوست. او تماس برقرار كرد ، اشتباه او باعث شد كه كارمندان وارد قفس شوند و اكنون افراد در حال چپ و راست هستند.

او به گرادی زنگ می زند تا به او بگوید که Indominus مستقیماً به سمت خشت Raptor است. گریدی به درستی فرض می کند که اگر آنها را بیرون بیاورد ، او را دنبال می کنند. بنابراین قسمت هایی که این بچه ها را در اختیارشان قرار می داد ، در واقع مانند یک مسابقه بین گرادی و ایندومینوس هستند که سعی می کنند ابتدا آن را به رپتورز تبدیل کنند. با شخصیت هوارد که تخلیه را بسیج می کند و می بیند که تمام پارک در وهله اول چه ایده ای فجیع است.

توالی های مختلفی با دایناسورها انجام می شود که یا مانع از گرادی می شوند ، یا در بین تخلیه کنندگان ویرانی می کنند. و همچنین پارک امنیتی که کاملاً توسط Indominus خراب شد ، آن لحظه عالی پارک ژوراسیک بود. تنش چه کسی به دست رپتورها خواهد رسید و اگر این شخص که به شدت آماده تهیه اورژانس در دست است زنده بماند ، اکنون نیروهای محرک اصلی فیلم هستند.

شخصیت پرات می خواهد به دست رپتورها برسد و یک قفل بر روی بالشتک را آغاز کند که آنها را به یک مرکز زیرزمینی بکشاند و آنها را از دسترس Indominus دور نگه دارد. او معتقد است که آن را ساخته است ، او قفل را شروع می کند ، و با خیال راحت شروع به راه رفتن می کند. او دنباله خون ، از جسمی که به بیرون کشیده شده است ، درون اتاق کنترل می بیند. سرش را روی پیچ و تاب می گذارد و برای در عجله می کند. او آن را باز می کند ، و نه ده برابر از آن ، آبی رنگی است که سر پیراهن هاوایی دارد.

آبی به آرامی متوقف می شود و به تهدید گرادی نزدیک می شود. دیگران با نظم كوتاهی ظاهر می شوند ، او را احاطه كرده اند. درست وقتی به نظر می رسد که آنها قصد حمله دارند ، می شنوید که Indominus از راه دور با آنها تماس می گیرد. آنها قطع می شوند و به مسیری که گفته می شوند می روند. آبی که آخرین نفر است ، قبل از اینکه خاموش شود ، به گریدی نگاه می کند.

بیشتر پارک تخلیه شده بود ، اما قبل از رسیدن Indominus به توده ها و تلفات گسترده ای در پی داشت. مردم در حالی که Indominus به آنها نگاه می کند ، در مرکز بازدیدکنندگان پناه می گیرند. با متجاوزان صدا می کند ، این همان تماس تلفنی است که در صحنه قبلی می شنوید. آنها را صدا می کند تا بیایند و مردم داخل را بیرون کنند. شخصیت هوارد این عقیده را دارد که تا زمانی که آنها به اندازه کافی بزرگ باشند ، می توان از رقیبان دیگر رها کرد تا به روش Indominus دست پیدا کنند. او برای رسیدن به T. Rex paddock گله می کند ، اما توسط یکی از Raptors مشاهده می شود و او را دنبال می کند که منجر به دنباله ای از نوع گربه و موش مانند صحنه آشپزخانه در اصل می شود.

او Paddock را باز می کند ، اما موقعیت خود را در این روند در معرض Raptor قرار می دهد. این گوشه گوشه او را لگد می زند و فریاد می زند ، و دوباره به صورتش فریاد می زند ، و دقیقاً همانطور که می خواهد T.Rex را به او بچسباند ، آن را در دهان خود بچرخاند و آنرا دور کند. او بین پاهای او رکس فاصله می گیرد و در پشت چندین اتومبیل مخفی می شود. گریدی سپس وقتی ناگهان پشت سر خود نشسته و به او می گوید چقدر دیوانه است ، به ترساندن گول هایش از او می ترسد ، اما به این ترتیب مانند “لعنتی ، تو عالی هستی!”

آنها سپس به مرکز بازدید کنندگان می روند. گردشگران ورودی ها را مسدود کردند اما متجاوزان با قاطعیت به دنبال راهی می گردند ، در حالی که Indominus و T.Rex از یکدیگر فاصله می گیرند. گریدی با قدم زدن به بیرون و بازوهای خود را به اطراف باز می کند و فریاد می زند ، توجه متجاوزان را جلب می کند. این مورد توجه T.Rex را نیز به خود جلب می کند ، که در حالی که گریدی پریشان است ، توسط Indominus به طرز وحشیانه ای به قتل می رسد. او یک شکستگی “Shit” را آه می کند. در حالی که همه او را به محاصره خود می کشند ، Indominus تماشا می کند ، منتظر است تا سیگنال را به او بخورد. تنش ایجاد می شود ، و ناگهان با صدای ناشنوای یک مینی اسلحه آزاد می شود. این دو نفر از متجاوزان را می کشد و بقیه را پراکنده می کند. این پرواز کم است ، و اگرچه هوشمندانه ارزیابی کردن متجاوزان به عنوان تهدید مستقیم مردم برای حضور در زمین ، هوشمندانه بود ، آنها هماهنگی Indominus را دست کم می گیرند و این بسته جدید است. با چند کلیک عجیب و غریب ، رپتورهای باقیمانده در صف قرار می گیرند و شروع به اجرای یک مانور می کنند.

هلیکوپتر به هدف خود در Indominus تبدیل می شود ، اما خیلی دیر شده است ، این بدن را تبدیل به یک رمپ مؤثر کرد که یک رپتور از آنجا فرار کرده و خودش را پرتاب کرده است ، و مستقیماً در هلیکوپتر فرود آمد و باعث سقوط آن شد. به نظر می رسد که این Indominus در حالی که به گرادی و کلر خیره شده است ، می خاشد ، خرابه های هلی کوپتر که در پشت آن می سوختند ، به گل می خورد. غرش می کند و سپس آنها را هجوم می آورد ، فقط به طور ناگهانی تگرگ آتش کوچک اسلحه غیر کشنده دریافت می کنید.

دارت وارد دهان خود شده و آن را به شدت تحریک می کند ، بنابراین شارژ را متوقف می کند و شروع به عقب نشینی می کند. گریدی از اسلحه یکی از سربازان درخواست می کند ، که اسلحه تیزر به او می دهد ، او اسلحه واقعی را می خواهد و شوکه می شود که هیچ یک از آنها مهمات کشنده استفاده نمی کند ، اما او هنوز هم در تعقیب آنها برای پیگیری Indominus به آنها می پیوندد. کلر برای بررسی بازماندگان به مرکز بازدید کننده باز می گردد. وقتی Clare داخل می شود ، لحظه هایی از شدت بارندگی در آن دختر از New Girl وجود دارد. من فکر می کنم او مورد استفاده قرار گرفت و باید نقش بیشتری در این فیلم داشت. من صادقانه فکر می کنم که او باید از شخص دوم جایگزین آن مرد نادری می کرد.

به هر حال گرادی با دنبال کردن سرباز به سمت لبه صخره با سرباز برخورد می کند. این بین بچه ها اشک می ریزد ، اما آنها سعی می کنند فقط آن را تسخیر کنند ، و پایین نمی آید. گریدی از آنها عصبانی می شود و سعی می کند از این هیولی که ایجاد کرده اند کنترل و سود ببرد ، بنابراین او در پشت یکی از humvees خود گره می زند و اسلحه سوار می شود. قبل از اینکه کسی نتواند به او بگوید ، بارگیری مجدد در Indominus را آغاز می کند. چندین دور طول می کشد تا پای خود را از دست داده و از صخره در آب بیفتد. شما هرگز سطح آن را نمی بینید. به نظر می رسد که زخمی فانی شده است ، اما تمام نکته این نوع مرگ ، باز گذاشتن آن است. شاید این یک شناگر قوی باشد و بتواند آن را به سرزمین اصلی برساند ، یا به اندازه کافی باهوش است که بتواند بر روی یک بارگذر عبور کند. من احساس می کنم رضایت بخش تر از کلیشه دایناسور یکی دیگر از اوج دایناسور / Villain است ، و به دنبال آن خروج اجباری T. Rex که به نظر می رسد فیلم ها چنان به آن وصل شده اند.

این پایان می یابد که گریدی و کلر در آن مکان پناهگاه اضطراری صحبت کنند ، اما نه عاشقانه. بیشتر احترام متقابل ، کلر می داند که چرا گریدی همیشه از این دایناسورها عصبانی شده بود ، و گریدی متوجه می شود که او فقط یک مداد فشار نیست ، بلکه وقتی زندگی مردم در خط باشد ، می تواند گول بزند.

این فیلم فیلم بعدی را برای دنبال کردن آنچه اتفاق افتاده برای Indominus ساخته شده است؟ اگر این به معنای جذابیت نبود ، اول از همه قصد داشت با آن انجام دهد؟ چرا اینقدر لعنتی خطرناک بود؟ کل “گروه های تمرکز دندان می خواهند.” چیز برای من مهربان بود ، نه وحشتناک ، اما نه خیلی قوی. من ترجیح می دادم اگر ارتش فقط به Indominus علاقه مند باشد.

این باعث می شود مخاطب این ایده را به وجود آورد که ارتش می خواست دایناسورها جهش یافته آنها را قادر به اسلحه سازی کند. به جای اینکه به طور آشکار کل فیلم را بیان کند. من فکر می کنم یک راه جالب برای توضیح سلاح های مربوط به آنها این است که ما اساساً آنها را به بمب های تروریستی تبدیل می کنیم. یک Indominus را به داخل خاک دشمن بیاندازید ، بگذارید که ساکنان آن را وحشت زده کرده و وحشت کنند ، و اگر مجروح شود که بتواند جنگ کند ، مواد منفجره ای را که به آن وصل شده است ، منفجر می کنند. در این جهان کنوانسیون ژنو به وضوح برگزار نمی شد.

من فکر می کنم اگر آنها به جای Clare و Grady for Fallen Kingdom نیز شخصیت های کاملاً متفاوتی را انتخاب می کردند ، خیلی بهتر عمل می کردند. من معتقدم که یک گروه وکالت دایناسور وجود خواهد داشت ، اما من اعتقاد ندارم که کلر آن را اداره کند. به نظر می رسد گرادی درست آنجاست که کلر در آنجا حضور دارد و آنها فقط در آنجا حضور دارند زیرا در فیلم اول حضور داشتند.

ممکن است به نظر کسی بهتر از خود من نباشد ، اما من در کنار این واقعیت هستم که فیلم خیلی وقت بچه ها را هدر می دهد ، و خیلی بیشتر می توان برای توصیف شخصیت های پرات و هاوارد انجام داد بدون اینکه به آن متوسل شویم. آنها در آغاز همه به نظر می رسیدند ، اما اکنون به آنها اهمیت می دهند. شما می توانید بگویید که چقدر آنها را در میان افرادی که به آسمان سوار می شوند می گویند تا جان خود را از دست دهند. ” این پیشرفت شخصیت نیست ، حتی عاشقانه نیست ، بلکه عجیب است.

به هر حال این همان فکر است که من در آن قرار داده ام.

پاسخی بگذارید