در بروژ (2008) یک شاهکار است

* سعی می کنم با حداقل اسپویلرها درمورد این موضوع بحث کنم ، اما پیشنهاد می کنم قبل از خواندن تعابیر مختلف فیلم ، آن را تماشا کنید

من به تازگی فیلم “در بروژ” را دوباره تماشا کردم و این یکی از فیلم هایی است که وقتی پیرتر می شوید و دیدگاه بیشتری پیدا می کنید ، خیلی بیشتر ارائه می دهد. من می دانم که فیلم ستایش زیادی می کند ، اما من آن را به عنوان یک * شاهکار * می شناسم. این فیلم به شما چیزهای زیادی می دهد که در بسیاری از سطوح می توانید به آن فکر کنید.

من فکر می کنم این کاملاً ضمنی است (و این قبلاً در مورد آن بحث شد) که بروژ نمایانگر نوعی برزخ یا برزخ است. اما همین که این را در ذهن خود داشتید ، بقیه معانی فیلم شروع به گوشت زدگی می کنند. من فکر نمی کنم بروژ یک برزخ * به معنای واقعی باشد ، شخصیت ها بسیار زنده هستند ، اما یک شخصیت متافیزیکی است. ری (کالین فارل) مردی است که دچار گناه شده است. شریک زندگی او کن (برندان گلیسون) شخصی است که زندگی خود را صرف پرداخت بدهی کرده است (در یک دقیقه بیشتر در مورد این موضوع). ری در بروژ * بدبخت است * ، زیرا سنگینی گناهان او باعث می شود مکان را به نوعی * جهنم * ببیند ، همانطور که * در * جهنم است. از طرف دیگر ، کن ، شما باید با دقت گوش دهید و داستان های عقب او را انتخاب کنید.

در صحنه مهمانی ، او اشاره می کند که یک بار ازدواج کرده است ، با یک زن سیاه پوست که توسط یک پوست سر به قتل رسیده است. سپس آن پوست سر توسط هری (رالف فاینس) به عنوان انتقام یا * قصاص * کشته شد. هری رئیس اوست. و کن خودش را بدهکار خود کرده است. این در اواخر فیلم ذکر شده است. “من برای همیشه در بدهی تو هستم ، هری”. از نظر کن ، بروژ نمایانگر بهشتی بالقوه است زیرا او نگاهی اجمالی به زندگی به دور از بدهی خودساخته و آزادی نهایی می گذارد.

و بروژ هم نوعی از این قبیل است. من آنجا بوده ام ، و این شهر زیبایی است. اما همچنین می تواند تا حدی احساس تفرقه کند.

هری درو دروغگو است. او آدم بدی نیست. او ملزم به اصول و قواعد سختگیرانه ای است که * حتی * از آنها نیز مستثنی نیست. او قاضی اخلاق است و این نقش را بسیار جدی می گیرد ، همانطور که در پایان می بینیم. طبق یک سنت کاملاً کاتولیک ، قوانین وحشیانه است. صحنه در آغاز این امر را نشان می دهد که پسر کوچک در کلیسا دعا می کند برای آمرزش. گناهان او این بود:

-خوش حال بودن
-در ریاضیات بد بودن
-ناراحت بودن

مطلب پیشنهادی  برادران Safdie ("جواهرات ناخوشایند" ، "زمان خوب") برای ساخت پروژه های فیلم و تلویزیون در آینده با HBO و A24 قرارداد دو ساله امضا کردند.

اینها مواردی است که بسیاری از مردم تصور می کنند تقصیر شما نیست. اما نه برای هری. این به عهده شماست و این شما هستید که باید بپردازید. گناه ری بسیار تصادفی بود ، اما این بدان معنا نیست که او مسئولیتی در قبال آن ندارد. با تمدید ، کن یک فرشته نگهبان برای ری است ، که به عنوان یک بافر در برابر دروغ زننده هری عمل می کند. در تصاویر فلش بک به این اشاره شده است.

پایان فیلم * در بروژ * یکی از قابل تأمل ترین و عمیق ترین صحنه های سینمای مدرن است. بر روی برانکارد آمبولانس ، دید آرام و اول شخص از شخصیت های مختلفی که ری در بروژ حضور داشته است ، با مردم با لباس های * کارناوال * ، جشنی که در بسیاری از کشورهای کاتولیک جشن گرفته می شود ، جایی که مردم با ماسک های گروتسک لباس می پوشند ، دیده می شود. تصور می شد که کارناوال بیانگر رهایی از قوانین و هنجارهای اجتماعی است که با توجه به وقایع صحنه قبلی ، دقیق است. ری ، در یک مونولوگ ، می گوید: “من واقعاً امیدوار بودم که نمی میرم”. ری قبلاً خودکشی کرده بود ، و این نشان دهنده یک تغییر پس از رویارویی با گذشته او در بروژ است. این فیلم با بریده شدن نمای بروژ (مانند کشیدن پرده) به فضای سرد ، سفید و استریل آمبولانس به پایان می رسد و سپس به سیاه تبدیل می شود. به نظر من این یک نتیجه گیری کاملا “باز و بسته” است. مبهم و در عین حال معنی دار.

سرنخ ها و کنایات دیگری در همه جا وجود دارد و من می توانم ساعت ها درباره این فیلم صحبت کنم. پوستر ایستگاه قطار دستان نمازگزار که فقط در گوشه ای راحت از عکس “اوه شما حرامزاده” قرار گرفته است. ری را دستگیر کردند و برای مقابله با گناهانش به بروژ بردند. صحنه در گالری هنری. نقش کلوئه (و مهمتر از همه ، آنچه او * نیست). فیلم کاملاً گام به گام است و نگارش آن فوق العاده است. اگر نگاه کنید تقریباً همه جا معنی دارد.

* در بروژ * به طور ناعادلانه به عنوان یک کمدی گانگستری ، در امتداد خطوط * قفل ، استوک و دو بشکه سیگار کشیدن * و * قاپ * به بازار عرضه شد پوستر فیلم هیچگونه عدالتی به فیلم نمی دهد. این * یک کمدی است و بسیار خنده دار است. اما این یک کمدی * عمیق * است که به نظر من فوق العاده است.

مارتین مک دونا فقط سه فیلم ساخته است ، اما وقتی آنها می آیند یک فیلم خوب است. او با P.T آنجاست. اندرسون برای من اگر * در بروژ * را ندیده اید ، یا مدتی آن را ندیده اید ، به آن رها شوید. این یک فیلم کامل است.

ویرایش: غلط نوشتاری

پاسخی بگذارید