اولین فیلم رمبو “خون اول” قطعاً آن چیزی نبود که انتظار داشتم. انتظار داشتم مزخرف اکشن بیش از حد بالا باشد ، اما درعوض این مسئله بسیار تأثیرگذار بود.

ویرایش: من فراموش کردم که این را اضافه کنم ، اما اگر شما آن را ندیده اید ، چند اسپویلر (خفیف) برای First Blood در اینجا وجود دارد ، متاسفم اگر من شما را از این ویرایش خارج کردم!

& # x200B؛

من وقتی بزرگ شدم ، هرگز خون اول را ندیدم. تنها تجربه من از شخصیت Rambo دیدن * First Blood Part II بود ، * جایی که او به طور جداگانه یک گروه از اسیران را در اردوگاه ویتنامی آزاد کرد و باعث کشته شدن تعدادی از سربازان دشمن در این روند شد (من آن را نگاه کردم ، ظاهراً تعداد بدن 75 …) . بنابراین ، هنگامی که من برای تماشای * خون اول * برای اولین بار در چند سال پیش نشسته بودم ، انتظار داشتم چیزی مشابه این را داشته باشم: سیلوستر استالونه با قتل عجیانه انبوهی از دشمنان خود را به نام جنگ و جلال به قتل رساند. در عوض ، آنچه من دیدم یک جانباز آسیب دیده و شکننده ویتنام است که توسط یک نیروی پلیس آزار دهنده و کوتاه بینا از شهر کوچک به ناامیدی رانده می شود. * خون اول * از آنچه انتظار داشتم ، با برخورداری از وزن عاطفی خوب ، داستان بسیار افتخاری و اساسی بود. بزرگترین شگفتی همه این بود که فقط یک نفر در کل درگذشت و کاملاً تصادفی بود …

در حالی که اکشن بسیار خوبی در * First Blood * وجود دارد ، قدرت و تأثیرگذاری فیلم ها کاملاً متفاوت از جان رامبو است که یک فوق العاده عالی badass است. یک هسته عاطفی متمایز برای فیلم وجود دارد و خشونت و ضرب و شتم به شیوه‌ای فروتنانه و نه با شکوه و جلوه گرانه رفتار می شود. به عنوان مثال ، وقتی رامبو با افسران پلیس در تعقیب او در جنگل برخورد می کند ، می بینیم که دقیقاً چقدر از این وضعیت وحشت زده و از عمق آنها خارج شده اند ، و در حالی که امکان ندارد واقعاً به لطف برخورد خشن قبلی خود در کنار آنها باشیم. رامبو در کلانتری ، ما از مصدومیت بعدی آنها در دست او شاد نیستیم. در واقع ، کاملاً ناخوشایند است ، با این همه جراحات بسیار دردناک به نظر می رسد (مخصوصاً مأموری که به تله ای از جنس چوب های تیز و تیز و تیز که خود را عمیقاً در پاهای او قرار می دهد ، می رود). توجه دقیق به فریادهای عذاب و فریادهای آنها برای کمک به تقویت این ناخوشایند بودن. این مسئله را با سکانس قبلی اضافه کنید که در آن رامبو توسط افسران و سگ ها به داخل جنگل تعقیب می شود ، هیجان انگیز تر به نظر می رسد ، در حالی که مخاطبان با تعجب از این که چگونه رمبو ممکن است فرار کند و مأموران ممکن است با تمام امور به همان اندازه جدی برخورد نکنند ، تقریباً مثل شکار یا wargame است. در این مرحله ، نه مأمورین پلیس و نه ما مخاطبان دقیقاً نمی دانیم که رامبو در چه چیزی قادر است ، اما به زودی فهمیدیم.

کشته شدن افسر پلیس گالت نیز از این قاعده مستثنی است که هنگام تلاش برای شلیک رامبو ، از بالگرد سقوط می کند. این بسیار سریع است ، و ما فقط به ما نشان می دهیم که سقوط گالت از هلیکوپتر است و نه بدون شک فرود وحشتناک. جسد خونین او را می بینیم که در پی آن سنگها روی سنگها ریخته است ، اما از جزئیات ناخوشایندتر از تأثیرگذاری صرفه جویی نمی شود. ماهیت سریع و عمدتاً ناشناخته مرگ ، در کنار درک مخاطبان از گالت به عنوان یک قلدری فجیع ، و همچنین ماهیت تصادفی درگذشت او و این واقعیت که رمبو فقط در دفاع از خود عمل می کرد ، همگی در درک بی فایده نقش دارند. برای رمبو ، و بیشتر احساس اینكه ادامه تجاوز علیه وی از سوی مأموران پلیس كاملاً غیرمجاز است.

نیروی پلیس به خودی خود کاملاً وحشیانه به تصویر نمی رود ، در حالی که نشان داده شده است که با رامبو ضعیف رفتار می کند تا حدودی در ایستگاه ، با این حال فقط گالت گفته می شود که به خصوص زننده است و از عمل خود لذت می برد ، و دیگران نیز از این اقدامات لذت می برند. از بی تفاوت به عقب افتادگی ، اگرچه همه در سوءاستفاده همدست هستند و هیچ کس برای جلوگیری از این کار کاری نمی کند. نزدیکترین کار برای کمک به دریافت رمبو در ایستگاه ، مأموری است که به رمبو می گوید که رفتن و انجام همانطور که گفته می شود بهترین گزینه برای او خواهد بود. این افسر در حالی که با درد و رنج خود دلسوز است ، هیچ کمک واقعی به رمبو نمی کند. مخاطب ممکن است احساس تضاد کند. رمبو هرگز نباید دستگیر می شد ، در ایستگاه خود با ضعف قسمت های PTSD به شدت ضعیف رفتار کرده است و فقط آرزو دارد که تنها بماند. از طرف دیگر ، وی همچنین به شدت غیرقابل همکاری بوده است ، در فرار از ایستگاه بعضی از افسران را مجروح و حمله کرده و در مرگ یک افسر دیگر نقش داشته است (هرچقدر مخاطب احساس کند که آن را سزاوار یا اقدامی مناسب دانست) ، بنابراین ما می تواند درک کند که چرا پلیس پس از فرار به تعقیب وی ادامه داد. با این وجود ، هنوز مشخص است که چه کسی در اشتباه است (نیروی پلیس کوچک فکر) و درست است (رمبو ، که فقط می خواست در صلح از کنار آن عبور کند). این واقعیت که انگیزه نیروی پلیس برای تعقیب رامبو به راحتی توسط مخاطب قابل درک است (حتی اگر آنها با آن موافق نباشند) به فیلم کمک می کند تا کمتر از یک کارتون خوب در مقابل شیطانی ، و کمتر به طور کامل پخش شود.

مطلب پیشنهادی  اولیویا دی هاویلند ، ستاره "رفته با باد" در 104 سالگی درگذشت

* First Blood * برای ایجاد همدردی با رامبو بسیار کار می کند و به وحشت هایی که وی و بسیاری از جوانان دیگر در ویتنام با آنها روبرو می شوند ، می پردازد. به عنوان مثال ، در ابتدای فیلم وقتی رمبو سعی در پیگیری دوست قدیمی ارتش خود Delmore دارد ، عکسی را به یک زن نشان می دهد و توضیح می دهد که مرد مورد نظرش در پشت عکس قرار دارد زیرا او خیلی بزرگ بود که او می توانست فریم کامل را در هر جای دیگر گرفته باشد. این زن توضیح می دهد که دلمور اکنون مرده است ، که به لطف سرطانی که از ویتنام به ارمغان آورد ، خیلی خشک شده است. همچنین توالی های کوتاه فلاش بک بازگشت به زمان رمبو در اردوگاه POW وجود دارد ، تأکید می کنند که او چه لحظه وحشتناک داشته است. او حتی در کشور خود قادر به فرار از آن نیست. رمبو ممکن است یک بیماری جسمی مانند Delmore به خانه نداشته باشد ، اما او از تجربیات خود در ویتنام دائماً عذاب روحی می کند.

من واقعاً نمی توانم کسی را به غیر از سیلوستر استالونه در این نقش تصور کنم. او به طرز شگفت انگیزی مردی شکنجه شده و روحی روانی را به تصویر می کشد که توسط یک نیروی پلیس تهاجمی و متضاد پلیس کوچک شهر به گوشه و کنار رفته است. من همیشه چشم و صورتش را می یابم که در این فیلم کیفیتی فروتن ، بی روح و یک غم آرام داشته باشد. او کاملاً به عنوان یک سرباز فوق العاده توانا و بی امان به لطف جسمی که دارد و چگونه بر روی صفحه نمایش حرکت می کند قابل باور است ، اما همچنین (و از همه مهمتر) ، وی قادر است ما را از آسیب های عاطفی و روحی که بر این فقیر وارد شده است متقاعد کند. سرباز سابق

اینکه بتوانیم با مردی که در خشونت بسیار ماهر است ، همدرد و همدرد باشیم ، و کسی که نشان می دهد توانایی خشونت آمیز در برابر پلیس وجود دارد ، گواهی بر عملکرد استالونه و چگونگی فاش شدن داستان است. در حالی که بعضی اوقات ممکن است کمی دور از ذهن به نظر برسد ، مانند مرز با گالت با شیطانی کارتونی یا اینکه چقدر رامبو از نظر ترسناک آماده در هر موقعیت جسمی که خودش را نشان می دهد ، احساس کلی من از فیلم بدست می آید و واقع گرایی و رقت است. به ویژه در یک احساس عاطفی اگر تا به حال به فکر تماشای First Blood افتاده اید اما شهرت سریال Rambo را به دلیل خون و خشونت از بین برده اید ، از شما می خواهم که دوباره تجدید نظر کنید و این تماشا را مشاهده کنید.

پاسخی بگذارید