آیا تا به حال فراموش کرده اید که یک فیلم خاص چقدر خوب است ، و چقدر آن را دوست دارید تا اینکه اخیراً آن را مجدداً تهیه کرده اید؟ دیروز برای من اتفاق افتاد …

من * L.A را بازنویسی کردم. محرمانه (1997) ، * بعد از اینکه سالها پیش آن را دیدم.

من آن موقع واقعاً عاشق آن بودم ، اما به نوعی هرگز دوباره آن را بازنویسی نکردم. در حالی که دیروز دوباره آن را بازنویسی کردم ، نمی توانم از فکر کردن در مورد این فیلم چقدر لعنتی متوقف شوم! من از اول تا پایان حسرت داشتم و نمی توانستم باور کنم که چقدر صبر کردم تا دوباره تماشا کنم. تک تک موارد این فیلم کاملاً خوب کار می کند: جو از فیلم های کلاسیک Noir دهه 40 و 50 ، گفت و گو ، طرح … حتی صحنه های اکشن. تک شخصیت های این فیلم طلای خالص است! بازیگران همه شگفت انگیز بودند و هیچ عملکرد بدی هم نداشتند: کیم باسینجر ، دنی دیویتو ، دیوید استراثین … و البته سه شخصیت اصلی که توسط راسل کرو ، گای پیرس و کوین اسپیسی به صورت بی عیب و نقص ایفا شده اند. اما شخصیتی که واقعاً برای من برجسته بود ، دادلی است. چه شخصیتی عالی! و جیمز کرومول کار فوق العاده ای را به تصویر کشید.

مطلب پیشنهادی  فیلم هایی که در یک سرویس پخش بدون اجرای تئاتر شروع به کار کردند ، برای اسکار واجد شرایط خواهند بود ، اما فقط برای سال جاری.

به هر حال آیا شخص دیگری این موضوع را با یک فیلم تجربه کرده است؟

ویرایش: من فکر می کنم هرچه بیشتر یک فیلم را دوست داشته باشید کمترین میزان آن را باید به آن بدهید. به این ترتیب ، شما می توانید از آن لذت ببرید و حتی بیشتر در یک پاداش.

پاسخی بگذارید